راهبردهای امیرعبداللهیان راه‌گشاست؟

کدخبر: 436716
اقتصاد نیوز : ابراهیم اصغرزاده در خصوص کلیات سیاست خارجی اعلام شده توسط امیرعبداللهیان گفت: سیاست خارجی دولت رئیسی اگر هدفش باز کردن درهای اقتصاد جهانی به سمت اقتصاد ایران نباشد، بقیه آن دیگر مهم نیست و کارایی نخواهد داشت.

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، کلاب هاوس خبرآنلاین در گفتگویی دو ساعته با کارشناسان به نقد و بررسی سیاست اعلامی امیرعبداللهیان در عرصه سیاست خارجی پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که آیا رویکرد نگاه به شرق و تقویت روابط با همسایگان می تواند ایران را از ابرچالش های موجود نجات دهد یا خیر؟

این نشست روز شنبه ششم شهریورماه با حضور دیاکو حسینی کارشناس ارشد سیاست خارجی، محمود شوری کارشناس اوراسیا، عباس خامه یار رایزن فرهنگی ایران در لبنان،  بیژن احمدی عضو پژوهشکده صلح و دیپلماسی، ابراهیم اصغرزاده فعال اصلاح طلب، علی بیگدلی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اروپا و آمریکا برگزار شد که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

حسن لاسجردی عضو شورای سردبیری خبرآنلاین در ابتدای بحث در توضیحی به کلیات بحث پرداخت و گفت: در برنامه های پیشنهادی و مواضع امیرعبداللهیان شاهد هستیم که او در مجلس اعلام کرد که موضوع نگاه به همسایگان و کشورهای منطقه، اصلاح فضای روابط و تاکید بر دیپلماسی اقتصادی از جمله موضوعات مهم هستند.  به نظر می رسد مساله مذاکرات وین و برجام در نگاه دولت سیزدهم چندان مهم نباشد و یا نگاهی دیگر به آن داشته باشد. امروز نیز امیرعبداللهیان در نشست بغداد در عراق شرکت کرد که این نشست می تواند بر نوع روابط ایران و عربستان تاثیر داشته باشد. اینکه سیاست های اعلامی به اجرا گذاشته شود و منافع ملی تحقق یابد با توجه به فضای منطقه نیازمند آن است تا دولت برنامه ای برای آن داشته باشد. بعلاوه موازنه بین روابط بین کشورهای منطقه و فرامنطقه ای می تواند تامین کننده منافع ملی ایران باشد. البته نقطه ابهام در خصوص برجام و نوع نگاه به شرق هنوز وجود دارد و دولت هنوز سیاست شفافی را در قبال آن مطرح نکرده است.

در ادامه از میهمانان پرسیده شد که برنامه های سیاست خارجی دولت سیزدهم چیست؟ چه تیمی قرار است به کار گرفته شود و چه چالش هایی وجود دارد؟

سیاست خارجی دولت رئیسی نظریه و چشم اندازی ندارد/ وزارت خارجه امیرعبداللهیان دو وظیفه بنیادی دارد

آغاز کننده بحث دیاکو حسینی بود که در پاسخ به این پرسش گفت:  فکر می‌کنم دولت سیزدهم مشکلی بنیادین دارد و آن این است که نظریه‌ای در خصوص سیاست خارجی و چشم اندازی برای آن ندارد. این دولت در سیاست خارجی بدین گونه تعریف شده که چه چیزی را نمی‌خواهد. آن هم این است که وابسته شدن روابط خارجی ایران به برجام را نمی خواهد. چیزی که جایگزین این مساله باشد و آن را بخواهد هنوز مشخص نیست. ادبیاتی نیز پشت سیاست خارجی این دولت وجود نداشته است. بسیاری از عباراتی که مطرح می شود کلیشه ای است، به طوری که روابط متوازن، تعامل سازنده در دولت های قبلی نیز تکرار شده بود. حتی محوریت آسیا نیز مفهومی کلی است و به راحتی می تواند با چند سوال ابتدایی دچار تناقض شود و مشکلات خود را به معرض نمایش بگذارد.

وی افزود: تا این لحظه هنوز جهت گیری روشنی برای سیاست خارجی دولت رئیسی نداریم. مگر این که به تدریج در روزهای آینده شکل گیرد. ضمن اینکه باید به این مساله توجه داشته باشیم با تغییر دولت در ایران سیاست خارجی تغییر نمی کند و ممکن است رویکردها و ساماندهی اجرای سیاست ها مقداری تغییر کند. آن هم وابسته به مسائلی است که برای مثال چه کسانی چه مسئولیت هایی را برعهده می گیرند و چه رویدادهایی زمانی که دولت بر سرکار است غالب خواهد شد و جهت گیری ها را تعیین خواهد کرد.

حسینی در ادامه اضافه کرد: وزارت خارجه تحت رهبری امیرعبداللهیان دو وظیفه بنیادی دارد: اول احیای برجام که به نظر می رسد مذاکرات ادامه پیدا کند. دومی برگرداندن ثبات استراتژیک و تعادل به منطقه از هم گسیخته ای است که پس از جنگ های افغانستان و عراق شروع شد و پس از انقلاب های عربی در سال ۲۰۱۱ تشدید شد و به مجموعه ای از جنگ های داخلی در لیبی، سوریه، عراق و یمن منجر شد.این دو موضوع به هم مرتبط هستند و بدون سامان دادن به برجام برگرداندن ثبات به منطقه ممکن نیست و همینطور بر عکس. حتی در موضوعات و ابعاد اقتصادی. امیرعبداللهیان در حالی روی کار آمده که آمریکا هژمونی خود را از دست داده و افغانستان نمونه بارز آن است.  درسی که از افغانستان گرفتیم این بود که کشورهای منطقه آمادگی پر کردن این خلا را نداشتند. برگرداندن ثبات به منطقه می تواند از اولویت های مهم وزارت خارجه باشد. مسیر نیز سخت تر شده چرا که نه تنها وضعیت بهتر نشده بلکه بدتر نیز شده است. باید دید وزارت خارجه با چه روشی ساماندهی در منطقه را دنبال خواهد کرد.

امیرعبداللهیان میدانی و نه تئوری به مسائل منطقه آشنا است

در ادامه بحث عباس خامه یار در تشریح کلیات سیاست خارجی دولت سیزدهم گفت:  نکته اول این است که صنعت سیاست خارجی و تصمیم گیری در رابطه با آن در بخش های مختلف گرفته می شود و این وزارتخانه بیشتر نقش مجری را دارد بنابراین شاهد تغییر چندانی نخواهیم بود.امروز پرونده های سیاست خارجی تفکیک ناپذیر هستند و به هم گره خورده اند. به طوری که امکان تفکیک آن در سطح سیاست خارجی کلان وجود ندارد. به نظر می رسد امیرعبداللهیان در سیاستی که اتخاذ خواهد کرد روی سه محورتاکید داشته باشد. بحث منطقه ای. سیاست خارجی در مسائل هسته ای. نگاه به شرق یعنی بازتنظیم روابط با کشورهای بزرگ شرقی مانند چین و روسیه. این ها مسائلی هستند که در دولت قبلی نیز بر آن تاکید شده بود.

وی افزود: در بحث اولی یعنی منطقه ای امیرعبداللهیان به دلایل مختلف نگاه ویژه ای به آن خواهد داشت. در برنامه وی این مساله قابل رویت است. امروز باید بدانیم که مقاومت جبهه گسترده ای است. به تعبیری امپراطوری مقاومتی است. قدرت بازدارندگی آن بسیار بالا است. از موضع دفاعی به موضع هجومی رسیده و شاهد آن در میدان هستیم. بحثی که دبیرکل حزب الله لبنان بر آن تاکید داشت بحث کشتی سوخت ایرانی است که کار بسیار فوق العاده ای است. در همین راستا اسرائیل بسیاری از کشورها را در تنگنای تصمیم گیری قرار داد. این نکته بسیار قابل توجه است و معادلات زیادی را رقم خواهد زد. ستون جبهه مقاومت و امپراطوری ستون اصلی آن ایران است. دیپلماسی جهادی میدانی و مقاومت یک عامل جدیدی است که وارد سیاست خارجی ایران شده است و نقش بزرگی توسط سردار شهید سلیمانی ایجاد کرده و همچنان پابرجا است. امیرعبداللهیان با توجه به جایگاه سیاست خارجی ایران در جبهه مقاومت نگاه بازتر و روشن تری نسبت به این موضوع دارد. وی با توجه به مسئولیت هایش به مسائل منطقه به خوبی آشنا است. این آشنایی میدانی و نه تئوری می تواند به خوبی کارساز باشد. چنین فضایی قدرت خوبی به او در مسائل منطقه ای میدهد. این مساله با سیاست ها در خصوص هسته ای و نگاه به شرق می تواند پیوند داشته باشند.

عناصر میدان و دیپلماسی تضعیف شده است/امکان لغو تحریم ها وجود ندارد

 بحث با اظهارات آقای شوری ادامه یافت که تحلیل خامه یار را خوش بینانه توصیف کرد. وی در ابتدا گفت:  پس از گذشت دو ماه از انتخاب آقای رئیسی همچنان چیزی از سیاست خارجی این دولت نمی دانیم. آن چیزی که تا حالا مطرح شده یک سری آرزوهای خوب بوده که همه طرفدار آن هستند. اما موضوعات مطرح شده نمی تواند به تحلیل سیاست خارجی کمک کند. البته دولت وی نگاه واقع بینانه ای به سیاست خارجی دارد و نمی تواند روی مفاهیم تازه ای مانور دهد و سیاست خارجی به مسیرهای دیگر حرکت کند. اینکه خود مسئولین هم ندانند به دنبال چه چیزی هستند مقداری کار را در آینده مشکل می سازد. در مورد عناصر قدرت ملی ایران چه چیزی است شاید مسائل وضوح بیشتری داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران به لحاظ عناصر قدرت ملی در شرایط خوبی قرار ندارد و آقای خامه یار نگاه خوش بینانه تری نسبت به این موضوع داشتند.

وی اضافه کرد: در حال حاضر شرایط سختی قرار داریم و یکی از عناصر مهم در این زمینه وضیت اقتصادی است که شرایط خوبی ندارد. طرف های خارجی نیز نسبت به این موضوع آگاهی کامل دارند. در بحث دیپلماسی و میدان نیز عناصری را از دست دادیم که در حوزه میدان سردار شهید سلیمانی یکی از آن بود. در حوزه دیپلماسی نیز شخص آقای ظریف نیز توانمندی های خاصی داشت که امکان این را به ایران می داد تا با قدرت بیشتری در مذاکرات حاضر شود.

وی ادامه داد: مشخص نیست که امیرعبداللهیان با چه سیاستی می خواهد آغاز کند که این ضعف ها را پوشش دهد. در منطقه نیز شاهد تغییر نظم منطقه ای هستیم. اوضاع افغانستان یکی از مثال های بارز دراین زمینه است. در شرایطی هستیم که ترکیه بازیگری فعالی را در منطقه دارد و عناصر قدرت ملی خود را افزایش می دهد. به نظر می رسد شرایط به گونه ای است که امکان لغو تحریم ها وجود ندارد. در این زمینه نیز محدودیت هایی مانند مصوبه مجلس وجود دارد. از طرفی آمریکا نیز در شرایطی نیست که به ایران امتیاز دهد و همینطور ایران. از همین رو به نظر می رسد دولت سیزدهم به سمت خنثی سازی تحریم ها با نگاه به شرق برود. در گذشته خنثی سازی تحریم ها با کشورهای دیگر انجام شد که آورده ای خاصی برای ایران نداشت. واقعیت این است که دولت ابزارهای محدودی در دیپلماسی اقتصادی دارد. احتمال دارد این خوش بینی ها به نتیجه خوبی منجر نشود.

توافق کوتاه مدت بین ایران و آمریکا می تواند زمینه ساز بازسازی اعتماد شود/ حل چالش های دیگر منوط به توافق وین است

بیژن احمدی در ادامه بحث گفت: سیاست های اعلامی در موضوع سیاست خارجی توسط دولت سیزدهم ممکن است دستاوردهای معدودی داشته باشد اما در همین موارد اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد دستاوردهای اساسی داشته باشد باید مساله برجام را به شکلی حل و فصل کند. ایران می تواند تلاش هایی برای کاهش تنش ها با عربستان داشته باشد و به مذاکرات برجامی نیز کمک کند. اما اینکه فکر کنیم بدون حل مساله برجام ایران می تواند روابط خود را با کشورهای منطقه گسترش دهد بسیار بعید است چرا که این فقط مربوط به برجام نیست و مسائل زیاد امنیتی را دربر می گیرد. به نظر می رسد نظم جدید بین الملل نظمی چند قطبی خواهد بود و آن دو قطبی جنگ سرد که فقط بخواهیم روی یک قطب سرمایه گذاری کند سیاست درستی نیست.

وی افزود: یکی از راه ها بازگشت به برجام است که در این راستا به نظر می رسد مسیر گفتگوها همچنان بسته است. اگر فرض کنیم ایران و آمریکا در مسیر گفتگوهای وین به نتیجه نرسند باید دید دو کشور به دنبال رسیدن به یک توافق کوتاه مدت هستند یا خیر تا با گام برداشتن در مسیر اعتمادسازی زمینه برای توافق بلندمدت شکل بگیرد. در حال حاضر توافق کوتاه مدت می تواند چالش های پیش روی ایران و آمریکا در زمینه هسته ای را حل کند و همچنین کمکی برای ایران در موضوع تحریم ها باشد.

وی در پایان گفت: جمهوری اسلامی ایران راه دیگری که دارد این است که در مسیر سیاست های تهاجمی گام بردارد و برنامه های هسته ای و منطقه ای خود را گسترش دهد. البته چنین سیاستی باید بر مبنای هدفی دنبال شود که می تواند فشار بر غرب باشد تا بازگشت به مذاکرات و توافق بهتری را برای ایران در بر داشته باشد. اگر ایران چنین مسیری را برگزیند در نهایت متاسفانه باید یا به تقابل نظامی تن در دهد یا به مسیر مذاکرات برگردد .بازگشت به مذاکرات و توافق کوتاه مدت می تواند مسیر اعتمادسازی و تعامل باشد. اما تقابل نظامی اولویت های سیاست خارجی و حتی داخلی دولت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

رویکرد جنگ سردی، غرب ستیزی چیزی عاید ایران نمی کند/ توجه به شرق نگاهی کاریکاتوری است

در ادامه ابراهیم اصغرزاده در خصوص کلیات سیاست خارجی اعلام شده توسط امیرعبداللهیان گفت: سیاست خارجی دولت رئیسی اگر هدفش باز کردن درهای اقتصاد جهانی به سمت اقتصاد ایران نباشد، بقیه آن دیگر مهم نیست و کارایی نخواهد داشت. اینکه رئیسی با وزیرخارجه خود بتواند ابتکار خلاقانه ای در راستای سیاست خارجی داشته باشد معلوم نیست اما می توانم بگویم که همه راه ها به مذاکرات وین ختم می شود. در حال حاضر بمبی به نام افغانستان در همسایگی ما قرار دارد و زمانی می توانیم بازی را جلو ببریم و این بمب را خنثی کنیم که در آن به نتیجه برسیم. این سیاست نمی تواند بر مبنای سیاست تهاجمی و نگاه به شرق باشد. سیاست نگاه به شرق کاریکاتوری است چرا که اگر ایران با غرب رابطه نداشته باشد برای ما ارزشی قائل نیستند و این رابطه به رابطه ای تاکتیکی تبدیل می شود. همین ارتباط با همسایگان که مطرح می شود می بینیم که آنها در حال پیوند با اسرائیل هستند. وجود طالبان در شرق کشور بدین معناست که مسیر تعالی منطقه معکوس شده و رو به افول رفته است. طالبان نیامده که دولت مدرن تاسیس کند؛ عجیب است که برخی از آن به عنوان جنبش اصیل یاد می کنند در حالی که این گروه ترور و خشونت را در پیش گرفته است. این اتفاق تحولات منطقه را تغییر خواهد داد و جریانات افغانستان فرا افغانستانی خواهند شد. همچنین بر ارتباط ایران با جهان خارج نیز تاثیر خواهد گذاشت. نگاه به شرق یک بازی است که باید آن را کنار بگذاریم. نه روسیه و نه چین حاضر نیستند جلوی بمب صدور تروریسم را بگیرند. هر دو در مرزها آسیب پذیر می شوند. اتفاق افغانستان و قدرت گیری طالبان یک اتفاق دیالکتیکی است.

اصغرزاده در ادامه با مخالفت با اظهارات خامه یار که عنوان کرد قدرت بازدارندگی ایران در منطقه با وجود گروه های مقاومت افزایش یافته گفت: می دانید که شوروی بزرگترین زرادخانه اتمی و تسلیحاتی را داشت و از قدرت بازدارندگی نظامی بسیار بالایی برخوردار بود. ضمن اینکه این قدرت شامل قدرت سخت نبود و شوروی آن موقع قدرت نرم بالایی نیز داشت و جهان کمونیزم جهان مترقی قلمداد می شد. تمام جنبش های آزادی بخش تمام نگاهشان به شوروی و حمایت هایش بود اما در نهایت بدون شلیک یک گلوله همچون برف آب شد. ب دون اینکه حتی خبردار شود که چه اتفاقی افتاده است. چرا که در توهم قدرت به سر می برد چرا که نتوانست منابع اقتصادی را برای ماجراجویی های خود ایجاد کند. نمی شود کشوری بگوید که بازدارندگی نظامی دارد و از طرفی اقتصاد کشور را نادیده می گیرد و مردمش در خیابان اعتراض می کنند و پای صندوق های رأی حاضر نمی شوند. حتی درک نمی کنند که چرا ایران در لبنان، سوریه و عراق حضور دارد.

اصغرزاده در ادامه بار دیگر به بخشی از صحبت های خامه یار اشاره کرد که گفت افزایش قدرت گروه های مقاومت سبب شکل گیری یک امپراطوری در منطقه شده است. در همین حال اصغرزاده در پاسخ به خامه یار این پرسش را مطرح کرد که این چه امپراطوری است که ۶۰ درصد از مردمش در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمی کنند؟

وی ادامه داد: وقتی این قدرت بازدارندگی نظامی ارزش دارد که از پشتوانه مالی، اقتصاد پرتحرک و توسعه یافته برخوردار باشیم. حتی کسانی که در تشییع جنازه سردار قاسم سلیمانی شرکت کردند معتقد نیستند که حضور منطقه ای ایران باید آنچنان فشاری به ایران بیاورد که نتوانیم گوشت و مرغ کشور را تامین کنیم. حتی تأمین هویج و سایر مواد غذایی نیز دچار مشکل شود. بحث من این نیست که صفر و صدی به موضوع نگاه کنیم مثلا بگوییم نفوذ منطقه ای را کاملا تعطیل کنیم و به اقتصاد بپردازیم. مساله این است که منابع قدرت تغییر کرده است و تنها متعلق به وارد شدن به جنگ سرد نیست. ایران را به شانگهای راه نمی دهند و چطور توقع داریم چین و روسیه متحد استراتژیک ایران باشند؟ چین از سال ۱۹۷۹ و انقلاب ایران همواره به دنبال این بوده که با آمریکا ببندد و زیر سایه آن حرکت کند. در ادامه بزرگترین شریک آمریکا شد و حالا نیز بزرگترین رقیب آمریکا است. با این حال چین ملاحظات خود را دارد و آن را به تهدید برای خود تبدیل نمی کند. نگاه به شرق به عقیده من نگاه شکست خورده ای است. البته باید این را بگویم که ایران باید از ظرفیت های کشورهای آسیایی از جمله چین استفاده کند اما حرف اصلی من این است که آیا نگاه تک بعدی به چین مشکل ایران را در سیاست خارجی حل می کند؟ آیا قرار است مشکلات اقتصادی ایران در دولت رئیسی را حل کند؟

وی افزود: قطعا اگر آقای امیرعبداللهیان بخواهد درقالب یک سیاست ایدئولوژیکی و سیاست خارجی تهاجمی مبتنی بر قدرتمند کردن تمدن شیعی را در پیش بگیرد باید در نظر داشته باشد که این فقط مساله افغانستان نیست که بیخ گوش ایران ایجاد شده است. اگر بخواهیم به دستاوردهای کوتاه مدت، مُسَکنی اتکا کنیم و بگوییم حالا اندکی قیمت سکه و دلار کاهش یابد و گشایشی ایجاد شود اشتباه بزرگی است. مهمترین دستاورد دیپلماتیک دولت روحانی که مردم بدان رای دادند این بود که تیم سیاست خارجی وی توانست ایران را از تحریم های شورای امنیت خارج کند. بنابراین می خواهم بگویم برهم زدن برجام همانا و به خطر انداختن آینده این نظام همانا. مردم ایران می پرسند که حزب الله لبنان وقتی خانه هایش خراب می شود سریع ساخته می شود ولی در ایران در موقع سیل و زلزله اقدامی صورت نمی گیرد. خوب مشخص است این مسائل پرسش برانگیز است و برای مردم جای ابهام دارد. متاسفانه مسئولین نتوانستند این ابهام را رفع کنند. یکی از اشتباهاتی که می شود این است که جریانی معتقد است که تمام منابع باید صرف مسائل نظامی شود. فکر نمی شود که اگر ملتی گرسنه و دچار شکاف طبقاتی شده باشد و از تبعیض مضمن رنج ببرد و حس نکند که در حکومت مرکزی سهم داشته باشد چگونه می تواند با یک ابزار نظامی و نگاه منطقه ای بازی را جلو ببرد.

اصغرزاده در پایان در جمع بندی اظهارات خود بیان داشت: ذهنیت جنگ سردی، ستیز با غرب یک نگاه محافظه کارانه است و جز تحریک اندیشه های مردم در کشورهای آزاد نتیجه نخواهد داشت. صحبت هایی که احمدی نژاد قبلا می کرد و از رابطه با آمریکای لاتین می گفت هیچ چیز برای ما نخواهد داشت. نگاه شرق نیز همینطور و تنها کاریکاتوری خواهد شد. ضمن اینکه شعاری که جمهوری اسلامی از اول انقلاب را داشت بر هم می زند و افکار عمومی غرب را علیه ما می شوراند. آن هم در شرایطی که از بحران اقتصادی شدید، از واکسیناسیون ناقص و غیره.. رنج می بریم.

اسیر شرق نشویم/ پکن نمی تواند طرف تهران را بگیرد و واشنگتن را رها کند/ امیرعبداللهیان شناخت کافی از غرب ندارد

در ادامه بحث نوبت به علی بیگدلی رسید که به نقاط مهم منطقه برای ایران اشاره کرد و گفت: یکی از نگاه های ایران به سمت شرق آسیا است. دیگری مربوط به غرب آسیا بوده که به دو بخش تقسیم می شود. بخش مقاومت برای ما هزینه بردار بوده است. بخش دیگر نیز مربوط به ائتلاف اسرائیل با کشورهای عربی بر می گردد که می تواند برای ایران تهدیدامیز باشد. همانطور که می دانیم نفتالی بنت نخست وزیر اسرائیل سفری به آمریکا برای دیدار با جو بایدن رئیس جمهوری آمریکا داشته تا ائتلاف منطقه ای علیه ایران را تحقق بخشد. مساله ای که یکی از اهداف مهم سفر او به واشنگتن است. به هر روی نه غرب آسیا و نه شرق آسیا هر دو قادر نیستند که اقتصاد بحرانی ایران را زنده کنند و همانطور که دیدیم بازیگری های بچه گانه ای را علیه ایران به جریان انداختند. در مورد کشور مانند چین نیز شاهد بودیم که این کشور از پرداخت پول نفت به ما خودداری کرد. پکن نمی تواند طرف تهران را بگیرد و واشنگتن را رها کند. چینی ها تا سال ۲۰۱۸ چیزی بالغ بر ۷۵۰ میلیارد دلار مبادله تجاری با آمریکا داشتند که طبیعی است که این کشور آمریکا را رها نخواهد کرد. در آن سو روسیه را داریم که علی رغم وجود اصطلاحی به نام بدعهدی در علم سیاست، شاهد هستیم که این کشور این کار را انجام داده است. در بحث خرید سامانه اس ـ ۳۰۰ دیدیم که این کشور چقدر این مساله را کش داد و حتی در سوریه نیز ایران را دچار مشکل کرد. ضمن اینکه خود روسیه نیز تحت فشارهای تحریمی آمریکا است.

بیگدلی افزود: ایران با ابرچالش های اقتصادی در زمان همه گیری شدید ویروس کرونا روبرو است که می تواند زمینه ساز گسترش نارضایتی ها شود. از همین رو به سیاستمداران پیشنهاد می کنم که اسیر شرق آسیا و غرب آسیا نشوند چرا که توانایی احیای اقتصاد ایران را ندارند. ایران باید وارد مذاکرات برجامی شود و سطح انتظارات خود را کاهش دهد. پیش تر صحبت از نه جنگ و نه مذاکره می شد که در نهایت تن به مذاکرات دادیم. امیدواریم جنگی رخ ندهد. ایران می بایست سیاست انعطاف پذیری را در پیش بگیرد. اگر بخواهیم دوباره به نقطه صفر حرکت کنیم به هیچ وجه نمی توانیم از بار مشکلات بکاهیم. اینکه گفته می شود اقتصاد به برجام گره نخواهد خورد راه کوری است که ایران را به هدفش نخواهد رساند.

وی خاطرنشان ساخت: نکته ای که لازم است بدان اشاره کنم این است که برجام سال ۲۰۱۵ مرده است و چیزی از آن باقی نمانده است. بایدن در اولین سخنرانی خود در کاخ سفید اعلام کرد که آمادگی مذاکره با ایران را دارد اما ممکن است دامنه زمانی این مذاکرات تا سال ۲۰۵۰ باشد. در حالی که برجام سال ۲۰۱۵ نهایت تا سال ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۵ خاتمه می یابد. به نظر می رسد ایران باید به برجام جدید تن در دهد که نگرانی مقامات ایران نیز از همین جهت است. ضمن اینکه آمریکایی ها برجام را به چند مسال دیگر از جمله مسائل حقوق بشری، موشکی و منطقه ای و عدم حمایت مالی ایران ازگروه های نیابتی گره زده است. بنابراین می بینیم که تنها بحث برجام نیست چرا که اگر مساله تنها بر سر مسائل هسته ای بود ایران می توانست با انعطافی خود را به غربی ها نزدیک کند. از همین رو انتظارات آمریکا از ایران کار را مشکل خواهد کرد. در نهایت ایران باید نوع نگاه خود را به منطقه و جهان تغییر دهد، یکی از مشکلات ما این است که با قوانین و قواعد بین المللی کاملا بیگانه هستیم. طبق آشنایی نزدیکی که با آقای امیرعبداللهیان دارم یکی از مشکلاتی که او دارد عدم شناخت کامل از غرب است. همین مساله سبب می شود که نگاه به کشورهای منطقه بیشتر معطوف شود.اختلافاتی بین او و آقای ظریف بر سر این مساله وجود داشت که در نهایت سبب شد از وزارت خارجه کنار گذاشته شود. همانطور که دیدیم ورود آقای امیرعبداللهیان به نشست بغداد با این مساله عدم دعوت سوریه به این نشست و انتقاد نسبت به آن آغاز شد. چنین مساله ای طبق اخلاق دیپلماتیک بسیار ناصحیح است و دخالت در امور داخلی کشور دیگر محسوب می شود. از همین موضوع می توان فهمید که آقای امیرعبداللهیان با الگوهای نظری و مسائل دیپلماتیک به خوبی آشنا نیست.

اولین نکته مهم از سفر وزیر خارجه به بغداد

ارتضایی پژوهشگر خاورمیانه در ادامه بحث به حضور وزیر خارجه کشورمان در نشست بغداد که اولین سفر او به حساب می آید اشاره و بیان کرد:ما متاسفانه در نشست بغداد به دنبال حاشیه سازی در سیاست خارجی رفتیم. در زمانی که رهبران حاضر در نشست در جایگاه خود قرار گرفته بودند تا عکس جمعی بگیرند، اقای امیرعبداللهیان به جای اینکه در ردیف وزرای خارجه قرار بگیرند، در کنار محمد بن راشد و السیسی در ردیف اول جای گرفت. در حالی که در این ردیف تمامی رهبران در سطح عالی قرار داشتند. دلیل اصلی اش هم این بود که قرار بود او در ردیف دوم در کنار وزیر خارجه سعودی قرار بگیرد و وی به منظور این که اجتناب کند از اینکه در کنار او قرار بگیرد به صورت خلاف عرف دیپلماتیک جای دیگری قرار گرفت. در لحظه عکس هم گفته می شود که اقای محمد بن راشد تذکری به ایشان داده و امیرعبداللهیان هم با لبخند از مساله گذشت. اطلاعاتی که از منابع عربی منتشر شده می گوید که حاکم دبی و رییس مجلس امارات متحده عربی که در نشست حاضر بوده اجلاس را در اعتراض به اقدام وزیرخارجه ایران ترک کرده‌اند. به نظر هم درست می رسد چون در اجلاس، وزیر انرژی امارات به جای محمد بن راشد شرکت کرده و سخنرانی کرده است. به نظر می رسد که اگر عرف دیپلماتیک رعایت می شد وزیرخارجه ما بعد از وزیرخارجه ترکیه و پیش از وزیرخارجه عربستان صحبت می کرد که به نظر می رسد اقای الکاظمی در واکنش به این رفتارها به عنوان اخرین وزیرخارجه به امیرعبداللهیان اجازه می دهند تا سخنرانی کند.

این پژوهشگر خاورمیانه با تاکید بر رفتار غیردیپلماتیک امیرعبداللهیان در نشست بغداد خاطرنشان کرد : به نظر می رسد که ما در اولین ماموریت وزیرخارجه خود با حاشیه جدی رو به رو بودیم و اجلاسی که قرار بود به تقریب و همگرایی بیشتر ایران با کشورهای عربی بیانجامد، ما وارد حواشی جدیدی شدیم.

روسیه و چین در دوحالت رابطه محتاطانه‌ای با ایران خواهند داشت

دیاکو حسینی کارشناس مسایل بین المللی در پاسخ به سوال که با توجه به صحبت های اقای امیرعبداللهیان و سیاستی که در پیش گرفته و با توجه به اینکه امریکا اعلام کرده که اقای رییسی تاریخی را برای مذاکرات وین اعلام نکرده، مذاکرات وین چه سرانجامی خواهد داشت گفت: قبل از اینکه وارد این بحث شودیم من اشاره ای بکنم به موضوع اسیا که وزیرخارجه در مجلس آن را عنوان کرد. درباره روسیه و چین خیلی مهم است که درک کنیم در دوحالت رابطه محتاطانه ای با ایران خواهند داشت؛

حالت اول این است که تهران درگیر اختلافات عمیق و با پتانسیل جنگ بین خودش و غرب شود. در چنین شرایطی این دو از ایران دوری می کنند چون آنها نیت و قصدی ندارند که روابط خود با غرب را با عنصری متخاصم تعریف کنند.

در حالت دوم این اتفاق زمانی صورت می گیرد که ایران بخشی از اقمار غرب یا وابسته کامل به لحاظ استراتژیک به امریکا بشود. در این حالت هم دو کشوری که سعی می کنند موقعیت ژئوپلتیک مستقلی را برای خود تعریف کنند، از ایران فاصله خواهند گرفت.

این کارشناس مسائل استراتژیک در بیان راهبردهای احتمالی بیان کرد: بهترین حالت برای دولت اقای رییسی این است که رابطه ای با غرب داشته باشد که بر اساس خصومت تعریف نشده باشد و در عین حال چنان روابط صمیمانه ای هم ایجاد نشود که باعث نگرانی روسیه و چین شود. این همان حالت متوازنی است که باید رخ دهد و پیش زمینه آن برای ایران احیای برجام است تا اطمینان بدهد که به سمت جنگ با غرب پیش نخواهد رفت و درعین حال تلاش می کند که فاصله منطقی خود را با ایالات متحده به لحاظ امنیتی و استراتژیک حفظ کند.با این اوصاف احیای برجام برای دولت سیزدهم ضرورت است تا حالت متوازن را تضمین کند.

حسینی با تاکید بربازگشت ایران به برجام افزود:من فکر می کنم این دولت به زودی به مذاکرات بازخواهد گشت و ممکن است مقداری زمان ببرد تا تیم جدید مشخص شود.ممکن است در مورد درخواستها کمی سخت گیرانه تر عمل کنند.

اول؛ گرفتن تضمین هایی که امریکا بار دیگر از توافق هسته ای خارج نخواهد شد.

دوم؛ ایران اطمینان پیدا کند که احیای برجام مقدمه ای برای رفتن سراغ موارد دیگر مانند برنامه های موشکی و ... نخواهد بود.

اینکه چقدر این خواسته ها محقق شود مشخص نیست.امریکا نسبت به گرایش ایران به این موضوع اطمینان دارد و طبیعتا مقاومت بیشتری برای مطالبات خود خواهد کرد.در مقایسه با گذشته مذاکرات وین در معرض شکست بیشتری قرار دارد. چرا که پیگیری مطالبات حداکثری از سوی دو طرف می تواند ما را به نقطه ای برساند که برجام غیر قابل احیا باشد و می تواند مذاکرات را به سمت شکست بکشاند. دولت اقای رییسی نیازمند هوشمندی است که آن سخت گیری که مقداری از آن طبیعی است و مطالبه عادی و قابل درک ایران است را به نحوی پیگیری کند که منجر به شکست مذاکرات نشود و در عین حال این توافق و احیای آن را سکویی قرار دهد برای تنش زدایی در منطقه و جدا شدن از یک دهه کشمکش و تقلایی که بین گروه های نیابتی و توسط ایران و عربستان شکل گرفته بود .این که بگوییم ایران در محور مقاومت بسیار قوی است و بازدارندگی بالایی دارد خوب است و ما زمانی نیاز داشتیم در مقابل داعش این کار را بکنیم. اما امروز که  منازعات فروکش کرده یک بازسازی در منطقه مورد نیاز است و لازمه آن تامین همکاریهای منطقه ای و از بین بردن تنش ها به خصوص در سوریه و یمن و عراق است. احیای برجام هم می تواند به این موضوعات کمک کند. این دو موضوع و احیای توافق هسته ای لازمه آن چیزی است که رییسی از آن به عنوان سیاست خارجی متوازن یاد کرد. اگر یکی از این موارد دچار نقص شود یا با دیدگاه های قدیمی یا منسوخ سراغ آنها بروند، طبعا اقای رییسی به آنچه که می خواهد دست نخواهد یافت.

روس ها نه علاقه و نه توان آن را دارند که کمک اقتصادی به ایران بکنند/روس‌ها می‌خواهند برجام را مدل خودشان به سرانجام برسانند

شوری کارشناس اوراسیا در پاسخ به این سوال که نگاه ایران به روسیه و چین در دولت جدید و با توجه به سیاست های اعلامی امیرعبداللهیان را چه طور تحلیل می کنید؟ بیان کرد: بحث اینکه جایگاه روسیه در سیاست خارجی ایران چطور باید باشد و نوع ارتباطاتی که با این کشور داشته ایم، به این بر می گردد که روسیه قدرت بزرگ جهانی است که به دنبال دنبال کردن اهدافش در سطوح بین المللی می گردد . در حالی که ایران یک کشوری است که به لحاظ بین المللی در شرایط اضطرار قرار دارد و ناگزیر است که به یک سری رفتارها تن دهد. اینها نتیجه اش این می شود که روسیه از موضع قدرت با ما صحبت کند و یا انتظارش این است که از یک نگاه برتر در مقابل با ما رفتار کند. 

در ارتباط با سیاست خارجی دولت اقای رییسی با روسیه دو مساله وجود دارد. یکی اینکه روسها چقدر اراده دارند که به ایران کمک کنند و دیگری اینکه چقدر توان چنین کاری را دارند.شاید اراده روسیه این باشد که به ایران کمک کند یا اجازه دهند که ایران به عنوان سدی که در فضای بین المللی مقابل زیاده خواهی های امریکا قرار دارد و حضورش به نفع روسها هم هست ، تداوم پیدا کند و قدرتمند عمل کند. اما از نظر توان برای کمک به ایران تردید وجود دارد. در کشور ما بحث هایی که در ارتباط با برجام مطرح می شود، بحث دیپلماسی اقتصادی قوی تر و گسترده تر را مطرح می کنند تا بخشی از مشکلات تحریم ها برداشته شود. در این نگاه اولین جایی که نگاه ها معطوف می شود به روسیه و چین است. بحث توافق 25 ساله با چین مطرح می شود و اینکه ایا ما می توانیم چنین چیزی با روس ها داشته باشیم؟

شوری در پاسخ به پرسشی که مطرح کرد افزود: روسها نه علاقه و نه توان آن را دارند که کمک اقتصادی به ایران بکنند. حوزه هایی که آنها می توانند با ایران کار کنند محدود است و ما هم ظرفیت هایمان برای کار کردن با روس ها محدود است. تا الان روسیه اگر می خواست می توانست کمک هایی بکند که چنین اتفاقاتی نیافتاده است. در مورد مسکو ما چند پرونده مفتوح داریم. در ارتباط با بحث سوریه درست است که ما همکار هم بودیم. اما آن چیزی که از این به بعد در این کشور شاهد آن هستیم این است که به هر حال مسیرمان ممکن است از روس ها جدا شود. در مورد احیای برجام روسیه از نظر اعلامی از برجام و بازگشت به آن حمایت کرده اند. اما اینکه چگونه به سرانجام برسد برای مسکو مهم است. اگر خلاف اهداف و منافعشان باشد ممکن است ما با کارشکنی های روسیه در برجام مواجه باشیم. روس ها با توجه به این که می دانند دولت اقای رییسی قرار نیست امتیازی به امریکایی بدهد، می دانند که این  رویکرد مطلوبی است و برای آنها هم خیلی بحث اینکه چقدر مذاکرات طول بکشد موضوع جدی نیست. بیشتر برای آنها حضور و تداوم مذاکرات مهم است. به نظر من این بحثی که اقای ظریف هم در گفتگوهایش داشت از این جنبه حائز اهمیت است. آنها می خواهند توافق برجام به آن شکلی که خودشان می خواهند به نتیجه برسد. نه بر اساس آنچه که ایران یا غرب می خواهند. 

موضوع دیگری که حائر اهمیت است بحث افغانستان است.هر دوکشور ابزارهای کمی برای تاثیرگذاری بر روی اینده این کشور دارند و بنابراین همکاری های ایران و روسیه در بحث افغانستان همکاری های جدی نخواهد بود. خیلی نباید انتظار داشته باشیم که مسکو حتی اگر روابط ما با آنها بهتر از حالا هم باشد، تاثیر عجیب و غریبی روی شرایط اقتصادی و سیاسی ایران داشته باشد. ب حث نگاه به شرق یک بحث انحرافی در سیاست خارجی ما است که عملا کمکی به ما نمی کند . من معتقدم که ما باید روابط متوازن با دو طرف داشته باشیم اما نباید دچار این توهم شویم که شرق می تواند کمک تاثیرگذاری بر ارتقای موقعیات اقتصادی و منطقه ای و بین المللی ایران داشته باشد.

اشتباه فوق‌العاده خطرناک ایران/ باید میان توان اقتصادی و توان نظامی توازن ایجاد شود/ نمی شود قیمت دلار و تورم را از جیب مردم بیرون بکشیم!

ابراهیم اصغرزاده کارشناس امور سیاسی در مورد اینده روابط ایران و امریکا  در شرایطی که دموکرات ها قدرت را در دست دارند، گفت: من مطالبی که اقایان بیگدلی، شوری و حسینی گفته اند را قبول دارم. اینکه ما باید چکار کنیم ، اتفاقات اینده امریکا تحت تاثیر تحولات خاورمیانه خواهد بود. مثلا اتفاقات افغانستان در کاهش محبوبیت دموکرات ها و تثبیت نگاه ترامپیستی امریکا و هژمونی این کشور تاثیر خواهد گذاشت. من معتقدم که این نوع نگاه ما به امریکا و غرب به گونه ای است که مقاماتمان به دنبال ایجاد هویتی ایدئولوژیک در مقابل آنها بوده اند. فکر می کرده اند که بقای حکومت بر اساس غرب ستیزی می تواند استوار باشد که در مرکز آن امریکاست. تبلور آن هم در دولت احمدی نژاد بود. کشاندن کشور ایران به یک دخالت و درگیری نظامی با کشورهای همسایه یا غربی نقطه اوج این تفکر منجمد است. اشتباه فوق العاده خطرناکی است که اگر بخواهند کارت خود را به دست مسکو و پکن بدهند تا با آن بازی کنند. درست است که جنگ های نیابتی ما را فرسوده کرد. وضعیت اقتصادی ما بسیار بحرانی است . دولت اقای رییسی وظیفه اصلی اش این است که اقتصاد ایران را با اقدامات به موقع و سریع از بحران خارج کند و در راس آن تله تحریم هاست که باید از آن خارج شویم.

این فعال سیاسی با اشاره به تصویب نشدن اف ای تی اف در تشخیص مصلحت نظام، بیان کرد: هنر نیست که بگوییم اف ای تی اف را نمی پذیریم تا بتوانیم تحریم ها را دور بزنیم. این باعث می شود اقتصاد توسعه ما اسیب ببیند و موقعیت اقتصادی ما عقب بماند.رشد اقتصادی ما ضعیف شده. وضعیت اقتصادی و شاخص های کلان، بسیاری نگران کننده است. کشورهای همسطح ما استانداردهایشان بیشتر شده. حتی در مبارزه با پاندمی هم بهتر عمل کرده اند و ایران با اینکه دارای سنت واکسن سازی هم بوده به دلیل سوءمدیریت‌ها و تله تحریم ها نتوانسته به موقع از دانش خود استفاده کند. هر نوع عبور از بحران اگر بخواهد به صورت قدرت دادن به بازوهای نظامی باشد باید همزمان با قدرت یافتن اقتصادی باشد. من نمی گویم که موشک نداشته باشیم. ولی باید متناسب با قدرت اقتصادی ما باشد و نیازمند این است با دنیا رابطه داشته باشیم. اینکه بگوییم ایران و امریکا مذاکره کرده و رابطه برقرار کنند، به دلایل مختلفی امکان پذیر نیست. بارها امکان این بوده است. حتی در دولت اطلاحات. اما آنقدر فشارها زیاد بود که این فرصت نتوانست موجب بهبود روابط شود و اقای خاتمی مجبور شد به دستشویی پناه ببرد تا مثلا با رییس جمهور امریکا دست ندهد. اوباما اولین رییس جمهور امریکا بود که نگذاشت نخست وزیر اسراییل وارد ایالات متحده شود و بعد بستری را فراهم کرد که ما بتوانیم هم از تحریم خارج شویم و هم باب گفتگو با غرب را فراهم کنیم. 

اصغرزاده با اشاره به نقش منفی روسیه در مذاکرات وین گفت: روسیه تمایل ندارد که مذاکرات به نتیجه برسد و گفتگوهای وین را هم می خواهد فرسایشی کند که ما سرگرم باشیم. ما فکت های بسیاری داریم که مسکو همیشه نگاه توطئه امیز به ایران داشته است.من اشاره می کنم به اینکه نوار گفتگوی اقای ظریف هم نمی تواند دور از واقعیت باشد. او آنجا واقعیات تجربه خود را می گوید از اینکه روسیه چه نگاهی به برجام دارد.حتی استقبالی که روسها از امدن امیرعبداللهیان کرده‌اند هم بخش ناپیدا و مشکوکی دارد. من هم دور شدن ایران از اتحادیه های منطقه ای و کنوانسیون ها و نشست ها را خطر می دانم. اگرما بیاییم دیپلماسی را در کنار میدان قرار دهیم، رفتار ایشان در بغداد قابل قبول نیست. این رفتار هم که به دنبال بازی جنگ های نیابتی باشیم هم درست نیست. اگر دستگاه دیپلماسی ما وزارت خارجه را محور تصمیم گیری نکند( البته هر کشوری دکترین های امنیتی خود را در مراجع بالا دستی تعیین می کنند) و معاونین وزارت خارجه نظامی باشند شکست پشت شکست خواهد بود. اما اگر سیاست اقای رییسی این باشد که به دستگاه دیپلماسی احترام بگذارد و از دیدگاه نظریه پردازان و نخبگان احترام بگذارد و به خصوص افکار عمومی را با خود همسو کند می تواند موفق باشد.  مثلا مردم به دلیل مشکلات اقتصادی در خیابان علیه سیاست خارجی موضع نگیرند،شاید فرصتی فراهم کند که بین داخل و خارج تفاهم ایجاد کند. یعنی ما به دلیل شرایط وخیم تحریم ها و قطع ارتباط با دنیا موقعیت اقتصادی مان تضعیف شود و منابع اقتصادی ما ازبین برود و همه اش با افزایش قیمت دلار و تورم از جیب مردم بیرون بکشیم.

هیچ نگاه و شعاری که از پایگاه اجتماعی برخوردار نباشد قابل پذیرش نیست و به ضرر کشور تمام می شود. به همین دلیل من فکر می کنم که باید حتما دولت اقای رییسی طرح نویی را در سیاست خارجی در اندازد.در اصولگراها ادم های عاقل و اگاه به مسائل وجود دارند که می شود از آنها استفاده کرد. لازم نیست که سطح بازی را انقدر پایین بیاوریم که وزارت خارجه پادگان نظامی شود و دستورالعمل های تهاجمی را دنبال کند.

اصغرزاده با تاکید بر تغییر نگاه رئیسی در ادامه بیان کرد: بنابراین پیام من به دولت اقای رییسی توازن بین توان اقتصادی و توان نظامی است. توان اقتصادی هم در گرو عبور از تحریم هاست. دور زدن تحریم ها جز به فساد و قدرت گرفتن قدرت های در سایه و رشد مافیا و نیروهای غیر قابل نظارت نمی انجامد. این به نفع کشور ما نیست. چین پول نفت ما را نمی دهد یا نمی خواهد بدهد. وقتی ما نمی توانیم از پکن پول بگیریم یعنی باید طرح های جدیدی ایجاد کنیم. من هم نمی گویم که مذاکره مستقیم با امریکا انجام بگیرد. اما مذاکرات وین در چارچوب برجام به نظر من این امکان را فراهم می کند که از فرصت بودن بایدن استفاده کنیم. هم بایدن و هم اوباما بدون شک فرصت های زیادی را برای ایران فراهم کردند.  من موافق رابطه با آنها هم نیستم ولی این کمال بی توجهی را نمی پذیرم که ما فکر کنیم که ایالات متحده یک دست دشمن ماست.این نوع نگاه انحصار طلبانه جز به از پا در آوردن کشور نخواهد انجامید.

منافع ملی ما در گوشه ای کز کرده/روس ها عاشق این هستند که ما در تحریم بمانیم تا فضای نفتی ما را به دست بگیرند

علی بیگدلی درپاسخ به اینکه چرا غرب در مذاکرات همراهی نمی کند و دیپلماسی قفل شده  و دو طرف به یکدیگر هشدار می دهند گفت: اگر کشورها نسبت به هم بدعهدی می کنند باید پشت میز مذاکره با آن ها نشست تا این مساله حل شود. به استناد اینکه امریکا بدعهدی کرده و ما با آنها پشت میز مذاکره نمی نشینیم، تمام روابط خارجی کشورهای قفل خواهد شد .یک بخشی از سیاست سازش است. جنگ نیست. این به معنای انعطاف پذیری است. اساس وجوهره سیاست خارجی حفظ منافع ملی است. منافع ملی ما در گوشه ای کز کرده. ما در مذاکراتمان هم به جای اینکه به دنبال منافع ملی باشیم به دنبال مسائل دیگر هستیم و این باعث می شود که ما الگوهای بین المللی را نادیده بگیریم. 

بیگدلی با کنایه با اشاره به اتفاقات اول انقلاب و موضوع سفارت آمریکا بیان کرد: ما از اول انقلاب نگاه چپ را به صورت قالب در کشورمان داشتیم. این میراث نگاه به شرق همچنان باقی مانده است. گروگانگیری که محصول این نگاه بود به آن قوت بیشتری داد. حاصل این نگاه تبدیل به نوعی ستیزه گری شده است. نظام بین المللی بر اساس خرد حرکت می کند. احساسات ناسیونالیستی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل بیستم وجود داشت دیگر کار نمی کند. ما دیدیم که ترکیه هواپیمای روس ها را زد و بعد اردوغان به مسکو رفت و از پوتین دلجویی کرد. یک نگاه باز و انعطاف پذیر و عقلانی باید ایجاد شود . ما باید نوع نگاه را باید تغییر دهیم. 

در مورد روسیه هم، این کشور هیچ وقت شریک قابل اعتمادی برای ما نبوده است. ما در دو مورد با آنها مشکل داشته ایم؛

اول؛ در مورد سوریه است. بشار اسد در طول این مدت که ما از آنها حمایت می کردیم جز یک بار به ایران نیامد. نگاه دمشق هم به ما تغییر خواهد کرد. روس ها عاشق این هستند که ما در تحریم بمانیم تا فضای نفتی ما را به دست بگیرند.آنها الان با نزدیک شدن به عربستان و اسراییل فضای اشفته علیه ما درخاورمیانه را الوده تر می کنند. بیست درصد جمعیت سرزمین های اشغالی روس هستند و مسکو هیچ وقت آنها را رها نخواهد کرد. خیلی دلبستگی به شرق برای مقامات ما قابل قبول نیست. ما نگاه درونی خود را دینی و نگاه بیرونی را جهانی کنیم و با دنیا نه با تفکر و لحن خودمان بلکه با اصطلاحات روابط بین المللی ارتباط برقرار کنیم.

دوم؛ اگر مبنا بر بدعهدی باشد، کشورهای دیگر هم بدعهدی کرده اند از جمله روسیه و چین. اینکه به امید این بنشینیم که با عربستان ارتباط برقرار کنیم امکان پذیر نیست. آنها روابط خود را با ما بدون اجازه امریکا بهبود نخواهند بخشید. راهی برای احیای اقتصاد ایران جز حل اختلاف با غرب نخواهیم داشت و کشورهای دیگر هم حاضر به کمک به ما نیستند.

توفیق سیاست خارجی در سال‌های آینده

 کارشناسان در اتاق کلاب هاوس خبرآنلاین در نهایت برای جمع بندی این بحث داغ  به این سوال پاسخ دادند که توفیق سیاست خارجی در سال های اینده چه می تواند باشد؟

دیاکو حسینی گفت: اول اینکه دولت جدید به یک نظریه در سیاست خارجی خود احتیاج دارد.این نظریه از یک چشم انداز باید ریشه گرفته باشد.این نظریه است که اولویت بندی و ترتیب اهداف را مشخص می کند. نحوه رسیدن به آنها را هم مشخص می کند. بدون نظریه هم دولت چاره ای نخواهد داشت جز این که در سیاست خارجی به صورت موردی عمل کند که نوعی اشفتگی را به سمت ما می آورد و باعث می شود روابط خارجی ما واکنشی و انفعالی باشد. برای جلوگیری از این اتفاق دولت باید تلاش کند تا یک نظریه بنا بگذارد. مهم این است که بر اساس مفروضات غلط ایجاد نشود. امروزه مفروضات غلطی وجود دارد. از جمله اینکه برجام باعث شد تا روابط ایران با کشورهای چین و روسیه، با سوظن همراه شود. این مساله غلطی است. یا فرضیه غلط دیگر اینکه می شود اقتصاد را بدون اینکه تحریم ها برداشته شود می شود سر و سامان داد.یا این فرضیه که بدون حل و فصل مشکلات با غرب می شود با سایر کشورها ارتباط سازنده و پویا داشت.اگر سیاست خارجی ما بر اساس این فرضیات شکل بگیرد، حتما روابط خارجی ما اشتباه خواهد بود. من فکر می کنم که دولت سیزدهم باید شناخت دقیقی در مورد ماهیت و سرشت روابط بین المللی به دست بیاورد و از آن طریق نظریه ای مستقل داشته باشد.

نکته دوم این است که بعد ازاین اتفاق دولت اقای رییسی باید سیاست خارجی متوازنی که وعده داده را به دست بیاورد. این امکان پذیر نخواهد بود مگر اینکه روابط ایران با غرب و در مورد توافق هسته ای به نقطه با ثبات برسد. همچنان من فکر میکنم اولویت اول دولت باید برجام و گفتگوهای احیای آن و بعد کاهش تحریم ها تا جایی که امکان پذیر است باشد و از آن طریق تلاش برای ارتباط با کشورهای منطقه باشد. 

شوری توضیح داد: موضوع برجام یک موضوع فوری در سیاست خارجی ایران است که باید به سرانجام برسد . بدون آن دیگر موضوعات قابل حل نیست. من خیلی خوشبین نیستم که دولت فعلی بتواند توافق هسته ای را احیا کند. تنها امید این است که از برجام خارج نشویم و مذاکرات برجام همچنان ادامه داشته باشد. تا زمانی که مذاکرات باشد کورسوی امیدی هم برای دو طرف وجود دارد که دست به اقدامات دیگری نزنند. اما با فرض اینکه مذاکرات ادامه یابد و تلاش برای نتیجه باشد من فکر می کنم مهم ترین ابزار بحث تلاش در سطح منطقه است. ما نمی توانیم هم در داخل مشکلات اقتصادی داشته باشیم، هم در سطح منطقه در تنش باشیم و هم در سطح بین المللی با قدرت های بزرگ دچار مشکل باشیم. در یکی از این سطوح باید تغییر ایجاد شود . مثلا اگر در داخل توان اقتصادی خود را بالا ببریم ممکن است بتوانیم در سیاست خارجی رفتار متفاوتی داشته باشیم که البته کار دشواری است. یا باید در سطح منطقه ای مشکل خود راحل کنیم. در سطح بین المللی امکانش اندک است. اما امکاناتی وجود داشت که در سطح منطقه مقداری تنش زدایی ایجاد شود. اما با اتفاقاتی که در نشست بغداد افتاد ما علامت خوبی نفرستادیم . چون اولین علامت ها مهم ترین ها هستند. الان دولت اقای رییسی علامت خوبی به کشورهای منطقه نداد.

البته برخی از دوستان اصول گرا تشویق کردند که اقای امیرعبداللهیان خودش را در سطح سران منطقه می داند و نباید در سطح وزرای خارجه بماند. اما واقعیت این است که اینها علامت می فرستد که دولت جدید به دنبال سیاست تنش زدایی در سطح منطقه نیست. وگرنه در موضوعات پرستیژی نباید مته به خشخاش گذاشت و به شکلی عمل می کرد که حاکم دبی مجبور به ترک نشست شود. تنها امکانی که یک گوشه ای برای ایران باز است همین منطقه است. ما باید بر اساس توانمندی هایمان سیاست خود را تعیین کنیم. نه بر اساس ارمان ها و ارزوها و غرور ملی که برای خود تعریف کرده ایم. در این شرایط باید دست به عصا تر بود.

در مورد روسیه من فکر میکنم امکاناتی وجود دارد. اما یک دیپلماسی قدرتمند می خواهد نه از موضع ضعف و ذوق زدگی . متاسفانه نوعی ذوق زدگی در دوستانی که به دنبال رابطه با شرق هستند دیده می شود . آنها این را به عنوان ابزاری در مقابل برجام مطرح میکنند. اما من فکر می کنم که ما اگر به دنبال همان رابطه متوازن باشیم، می توانیم شرایط را بهبود بخشیم.

ابراهیم اصغر زاده بیان کرد: من خیلی تاسف می خورم که یک انقلاب مردمی(57) که توسط مردم و روشنفکران به ثمر رسید با اتفاقی که در افغانستان افتاده در فضای مجازی مقایسه می کنند. طالبان آمده تا بنای روشنفکری را از بین ببرد. انتظار من این است که دولت اقای رییسی به صندوق رای وفادار بماند. وقتی مردم از نظامی گری خسته شده اند بهتر این است که سیاست خارجی دولت هم بر اساس منافع ملی شکل بگیرد . قدرت «حق» تولید می کند. اما اگر قدرت نظامی باشد مثل همان اتفاقی می ماند که برای افغانستان رخ داد. دولت غنی وجود داشت ولی یک پارلمان و دولت بدون ریشه و بی اعتنا به کل جامعه افغانستان بود. در انتخابات اخیر هم غنی با رای بسیار پایین توانست به قدرت برسد. بعد هم در مقابل پنجاه شصت هزار طالب موتور سوار تهاجم کرده بودند یک ارتش سیصد چهارصد هزار نفری فروپاشید.

چهره نظامی گری را دولت اقای رییسی باید از ظاهر دولت خارج کند . حوزه های فرهنگی و اقتصادی را از امنیتی شدن نجات دهد و نظامیان را به پادگان برگرداند و در سیاست خارجی هم اجازه دهد که نظامیان در خدمت دیپلماسی باشند و دیپلماسی ایران هم ناشی از واقع بینی و مبتنی بر یک نظریه باشد که آن مفروضات صحیحی داشته باشد.اگر سرو کار ما به شورای امنیت بیافتد وضع خطیری برای ما و دولت اقای رییسی خواهد بود.

در پایان حسن لاسجردی تاکید کرد: نکته ای که دوستان اشاره کردند ضرورت ابهام زدایی از فضای دیپلماسی در دولت سیزدهم است. نکته دوم بحث نحوه تعامل منطقه ای و جهانی است که جزو نکات مهم خواهد بود و سوم بحث داشتن نظریه و چارجوب فکری است که من فکر می کنم باز هم این ها در طول زمان کم کم دولت با وقت گذاشتن و معلوم شدن چارچوب ادم ها و تیمش وارد این فضا هم شود. 

من فکر می کنم بهتر است وقت بدهیم تا دولت شکل بگیرد و بخش های مختلف آن از جمله سیاست خارجی تکمیل شود. با تکمیل تیم فضای نظری دولت در حیطه سیاست ارجی هم اماده می شود . آنچه که مشخص است اینکه دولت اقای رییسی ترجیح داده که ابتدا از منطقه شروع کند و از این فرصت بهره گیری کند. به عنوان نکته اخر خیلی از دوستان تمرکز خود را روی ادم ها گذاشته اند. اما آنچه مسلم است  و تجربه چند دهه اخیر نشان می دهد که سیاست خارجی در ایران در حوزه کلان بررسی می شود و وزیرخارجه و وزارت خارجه مجری هستند. من فکر می کنم ما در روزهای اینده خبرهای دیگری از این حوزه خواهیم شنید.. قضاوت ما الان مقداری کامل نیست.

تیتر یک
از دست ندهید
بلیط هواپیما