خسارت مالی قطع اینترنت یا خسارت جانی؟
داستان اینترنت برای منِ دهه هفتادی با فیلترینگ شروع شد؛ فیلترینگ فیسبوک. از آن سال تا به امروز تجربه کاربری اینترنت در ایران همراه بود با فیلترینگ بیشتر و قطعیهای گستردهتر. دی ۹۶، آبان ۹۸ و ۱۴۰۱، هم دسترسی به اینترنت یک معضل بزرگ شده بود هم یافتن فیلترشکن.
از 18 دی 1404 اما نه فقط دسترسی به اینترنت جهانی قطع شد که در ساعاتی تماس تلفنی و ارسال پیامک هم امکانپذیر نبود و .... حالا پس از روزهای متمادی گاه و بیگاه اینترنت وصل میشود و گاه و بیگاه فیلترشکن کار می کند ...
به سختی برای انجام کار به اینترنت دسترسی پیدا می کنم، مطالب و گزارشها درمورد اثر قطعی اینترنت بر اقتصاد را می خوانم...روایت ها براساس آمارهای رسمی می گویند از شامگاه ۱۸ دیماه تاکنون، قطعی اینترنت روزانه خسارتی در حدود ۳.۸ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور وارد کرده، رقمی که نشاندهنده عمق آسیب به بخشهای مختلف از جمله تجارت الکترونیک، خدمات آنلاین، استارتاپها و حتی کسبوکارهای سنتی وابسته به فضای مجازی است.
اما من اینترنت را برای چه چیزی یا چه کاری میخواهم؟ واضح ترین جواب از نگاه من این است که؛ «آیا برای استفاده از اینترنت هم باید جواب پس بدهم؟ یا به طور مشخصتر، آیا حتما باید با اینترنت کاری کنم؟ پای کار و پول و دستمزد در میان باشد حق دسترسی دارم؟»
اما عمیق تر که شوم، شاید این پاسخ را هم بدهم که این روزها گاهی نه از وصل اینترنت خوشحال شده ام نه حتی از برقرار شدن امکان تماس تلفنی بعد از چند روز قطعی.
ردپای این پاسخ هم شاید به آن صبح جمعه ۱۹ دی ماه حوالی ساعت ۹ صبح برگردد که زهرا تماس گرفت و با گریه خبر داد احمد در شامگاه ۱۸ دی ماه کشته شد. شاید بی علاقگی از همون روز و همان ساعت شروع شد.
در این شرایط خاموشی اینترنت و دسترسی گاه و بیگاه به اینترنت آنهم با قطع و وصلی زیاد باید قیمت نفت و طلا را رصد کنم.
قیمت هر انس طلای جهانی هر روز رکورد تازهای ثبت می کند. هر ساله چند روز قبل از شروع سال جدید میلادی پیشبینیها درمورد بازارها داغ میشود. یادم هست پیشبینی قیمت طلا برای انتهای سال ۲۰۲۶ حوالی ۵۰۰۰ دلار تا ۵۴۰۰ دلار برآورد شده بود، چه بسا بدبینها در بازار تصور میکردند با رشدی که در سال ۲۰۲۵ داشت، موتور طلا خاموش خواهد شد.
اما هنوز یک ماه از سال ۲۰۲۶ به پایان نرسیده و در ۲7 ژانویه (هفتم بهمن؛ ۱9 روز پس از اعتراضات و قطعی اینترنت) قیمت هر انس طلای جهانی از ۵۰۰۰ دلار عبور کرد. گویا همه چیز تغییر کرده است و سرمایهگذار باور ندارد، اما واقعیت این بود که همه پیشبینیهای جدید بروزرسانی شدند و هدف قیمت را بالا بردند. حالا پیدا کردن قیمت نفت که بماند چقدر سخت بود و پرماجرا.
در میان طلای ۵۰۰۰ دلاری، نقره بالای ۱۰۰ دلاری و نفت ۶۵ دلاری، حال و هوای این روزها در من گم نمی شود، عددها از کشته ها و زخمی ها و خسارت ها پشت هم ردیف می شوند.
رسانه های داخلی یک چیز می گویند، رسانه های خارجی یک چیز دیگر، فیلم ها گاه و بیگاه جلو چشمم پلی می شوند و ...ردهای ماندگار بر ذهن.
باورپذیر باشد یا نه اما من برای دسترسی مجدد به اینترنت هیچ تلاشی نکردم، هیچ علاقه و رمقی نه برای کار و نه برای سرگرمی نمانده است.
بیگمان همه چیز تغییر کرده است، من آدم سابق نیستم، نمیتوانم هم باشم. مانند یک خودرو پنچر شدهام اما نه از بیاینترنتی، چرا که چرخ خودرو با اینترنت پنچرگیری نمیکند. توضیح دادنش سخت است اما من «خودم» را از دست دادم یا حداقل گم کردم.
بعد از این خسارات، یکی میگفت احتمالا آمار خودکشی بالا خواهد رفت. مگر قبل تر کم بود؟
حالا خسارت مالی قطعی اینترنت مهم است یا جانی؟ نمیدانم اما میدانم مقدار کمی از من باقی مانده است...
*روزنامه نگار اقتصادی
ارسال نظر