وبگاه آمریکایی: کاهش شلیک پهپادهای ایران به معنای تمام شدن ذخایر نیست، تغییر تاکتیک است
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، کاهش ۸۳ درصدی ادعایی در شلیک پهپادهای انتحاری ایران که در هفته اول جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی از سوی «دنکین» رئیس ستاد ارتش آمریکا مطرح شد، بازتاب کاهش در سرعت شلیک است و تلقی این تغییر در عملکرد به عنوان گواهی بر اینکه ظرفیت پهپادی ایران نابود شده، در بر دارنده خطر ایجاد تصویری گمراهکننده از میزان واقعی کاهش این تهدید است.
وبگاه تحلیلی نظامی وار آن راکس در گزارشی با این مقدمه نوشت: پیبردن به این تمایز حائز اهمیت است. اگر واشنگتن به این نتیجه برسد که تهدید پهپادی ایران عمدتا خنثی شده در حالی که واقعیت چیز دیگری باشد، ممکن است فشارهای دیپلماتیک و نظامی را بیشتر از آمادگی تهران افزایش دهد. نتیجه ممکن است به گسترش جنگی بینجامد که توان دفاعی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت فشار قرار داده و بازارهای انرژی را تهدید میکند.
شاخصهای عملکرد برابر با ارزیابی آسیبهای رزمی نیست
در ادامه این مطلب مطرح شد: سه سطح مجزا برای آسیبهای نبرد در دکترین مشترک تعریف شده است. ارزیابی خسارات فیزیکی آسیبهای قابل مشاهده به یک هدف را میسنجد. ارزیابی آسیب عملکرد میزان دوام توان عملیاتی یک هدف در برابر یک حمله را میسنجد. ارزیابی آسیب سیستم هدفگیری، میزان کاهش توان رزمی دشمن بر اثر یک کارزار حمله را میسنجد.
ارزیابی در هر یک از این سطوح نیازمند شواهد گسترده است. آسیب فیزیکی اغلب با تصاویر مستقیم و گزارش حملات قابل راستیآزمایی است. ارزیابی عملکرد و در سطح سیستمی نیازمند اطلاعات بیشتر است. دکترین مشترک اشاره میکند که آسیب عملکرد «همواره به طور مستقیم قابل مشاهده نیست»، در حالی که نیروی هوایی آمریکا هشدار میدهد ارزیابی در سطح سیستمی «روندی متمرکز بر دادهها» و «معمولا مستلزم هفتهها یا ماهها گردآوری داده است.»
این آمار ۸۳ درصدی که در نشست خبری پنتاگون درباره میزان حملات پهپادی ایران ارائه شد ارزیابی آسیب رزمی در هیچ یک از این سطوح نیست. این رقم طبق دکترین مشترک تنها یک شاخص آسیب نبرد است-پدیدهای قابل ارزیابی که به ارائه یک ارزیابی رسمی کمک میکند اما جایگزین آن نیست. در این صورت، افت شلیک پهپادی ایران صرفا یک شاخص است و توضیحی برای چرایی آن وجود ندارد.
چرا ایران شلیک پهپادها را کاهش داده است؟
این گزارش میافزاید: «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا در اظهارات خود این موضوع را تا حدودی تایید کرده و گفت که ارزیابی آسیب رزمی «زمان بر» است. دادههای موجود این ادعا را تایید میکند که نرخ شلیکها افت کرده است. اما چیزی که این دادهها پشتیبانی نمیکنند، این استنباط است که تهدید پهپادی ایران به طور سازمانیافته رو به نابودی است. افت نرخ شلیک با این نتیجهگیری منطبق است اما به همان اندازه با چند نتیجهگیری دیگر نیز مطابقت دارد.
حداقل سه توضیح باورپذیر دیگر برای افت شلیک پهپادی ایران وجود دارد. اول این که ممکن است یک باز تنظیم تاکتیکی برای بهبود هدفگیری باشد. تهران ممکن است از این فرصت برای سازگار کردن و بهبود راهبرد و تاکتیک خود استفاده کند.
دوم این که ممکن است نرخ پایینتر شلیک روزانه ایران نشاندهنده ذخیرهسازی عمدی برای حملات بزرگتر هماهنگ در زمانی دیگر باشد که به معنای ته کشیدن ذخایر پهپادها نیست، بلکه انباشتن آنهاست.
توضیح سومی که وجود دارد تغییر اولویت عملیاتی و معطوف شدن آن بر تنگه هرمز است. ایران تهدید کرده است که کشتیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و متحدان آنها اجازه عبور از این آبراه راهبردی را ندارند و کشتیهای آنها در صورت عبور با تهدید موشکی و پهپادی روبهرو هستند؛ اینها صرفا تهدید نیستند. بنابراین، کاهش نرخ شلیک ممکن است نشاندهنده تمرکز بر تنگه هرمز باشد، نه کاهش ظرفیت کلی.
این رسانه تحلیل کرد که تهران ممکن است صرفا به این نتیجه رسیده باشد که شلیک کمتر و مداوم برای حفظ فشار بر پایگاههای آمریکا در منطقه به منظور حفظ ذخایر برای درگیری چند ماهه مناسب است. راهبرد فرسایشی نیازمند تلاش حداکثری روزانه نیست. بنابراین، الگوی حملات ایران بیشتر منطبق با بازتنظیم تاکتیکی است تا محدودیت در ظرفیت آن.