بزنگاه بازتعریف پروژهها؛ چگونه جنگِ ایران، منطقه را دگرگون میکند؟ | پرونده جاهطلبانهترین برنامههای زیرساختی روی میز کشورهای خلیج فارس
به گزارش اقتصادنیوز، در مواجهه با تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، کشورهای خلیج فارس در حال از سرگیری پروژههای مشارکتی با هدف کاهش خطرات هستند.
لحظه بازتعریف پروژهها؛ از همکاری اقتصادی به ضرورتهای امنیت جمعی
به نوشته الجزیره، هفته گذشته رهبران شورای همکاری خلیج فارس برای اولین با نشست حضوری خود را از زمان جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در عربستان سعودی برگزار کردند. در بحبوحه افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی، آنها در حال پیشبرد پروژههای مشترک در زمینه حمل و نقل، انرژی، امنیت آب و دفاع هستند.
کارشناسان خاطرنشان میکنند که این جنگ این ابتکارات را از اهداف اقتصادی به ضرورتهای امنیتی تغییر داده است. پروژههای کلیدی شامل راهآهن یکپارچه خلیج فارس، شبکه اتصال برق، سیستم اتصال آب و شبکه خط لوله نفت و گاز است. یک سیستم هشدار اولیه موشک بالستیک مشترک نیز برای افزایش امنیت و تابآوری منطقهای در حال توسعه است.
اقتصادنیوز:سکوت اولیه ریاض نسبت به تصمیم ابوظبی برای خروج از اوپک، هم بازتابدهنده شوک ناشی از این تصمیم است و هم دلالت بر موقعیتی دارد که عربستان سعودی - به عنوان بزرگترین صادرکننده نفت جهان - در آن قرار گرفته است.
بر اساس این گزارش، رهبران خلیج فارس هفته گذشته طی این نشست، در کنار نگرانیهای امنیتی، همچنین در مورد تسریع پروژههای مشترک دیرینه بحث کردند. این ابتکارات تحت پوشش شورای همکاری خلیج فارس شامل حمل و نقل، انرژی، امنیت آب و دفاع است. هدف آنها تعمیق روابط اقتصادی و تقویت تابآوری جمعی است.
به گفته توماس بانی جیمز، متخصص مطالعات خلیج فارس در دانشگاه آبردین، اهمیت این لحظه در نحوه بازتعریف این پروژهها نهفته است. او گفت حملات به زیرساختهای کلیدی شورای همکاری خلیج فارس طی جنگ «این پروژهها را از آرمانهای اقتصادی به ضرورتهای امنیتی تبدیل کرده است»، تغییری که اساساً محاسبات سیاسی را تغییر میدهد و فوریت را به اجرای آنها تزریق میکند. در ادامه مروری بر برجستهترین پروژههای مشترک خلیج فارس ارائه شده است.
یک شبکه راهآهن یکپارچه خلیج فارس
پروژه راهآهن شورای همکاری خلیج فارس که اولین بار در دسامبر ۲۰۰۹ تصویب شد، یکی از جاهطلبانهترین برنامههای زیرساختی منطقه است. هدف از آن این است که هر شش کشور عضو از طریق یک شبکه ریلی ۲۱۱۷ کیلومتری که از شهر کویت تا مسقط امتداد دارد و از عربستان سعودی، بحرین، قطر و امارات متحده عربی عبور میکند، به هم متصل شوند.
انتظار میرود قطارها که برای حمل مسافر و بار طراحی شدهاند، به سرعتهای تا ۲۰۰ کیلومتر در ساعت (۱۲۴ مایل در ساعت) برسند. این راهآهن به طور قابل توجهی زمان حملونقل را کاهش، تجارت را تسهیل و تحرک را برای شهروندان و ساکنان بهبود میبخشد. با این حال، پیشرفت پروژه کند بوده و پیشبینیها از سال ۲۰۱۸ به حدود ۲۰۳۰ کاهش یافته است.
همانطور که تحلیل جیمز نشان میدهد، این چالش هرگز صرفاً فنی نبوده است. بلکه در دشواری هماهنگ کردن «شش حاکمیت» پیرامون قوانین گمرکی، استانداردهای فنی و کنترلهای مرزی نهفته است - مسئلهای که بیشتر به حکومت مربوط میشود تا ساخت و ساز.
با این حال، محیط ژئوپلیتیکی فعلی ممکن است اولویتها را تغییر دهد. از نظر او، جنگ علیه ایران میتواند توجیه سیاسی لازم برای تسریع مهمترین بخشهای استراتژیک، به ویژه کریدورهای حمل و نقل فرامرزی مرتبط با لجستیک امنیتی را فراهم کند.
شبکه اتصال برق
شبکه اتصال برق که اغلب به عنوان یکی از موفقترین پروژههای مشترک شورای همکاری خلیج فارس توصیف میشود، به کشورهای عضو اجازه میدهد تا برق را در مرزها به اشتراک بگذارند. این پروژه که در سال ۱۹۹۷ تصویب شد، منجر به ایجاد سازمان اتصال برق شورای همکاری خلیج فارس شد که وظیفه ساخت و مدیریت شبکه را بر عهده داشت.
تا سال ۲۰۰۹، فاز اول - اتصال بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت - عملیاتی شد. مراحل بعدی، شبکه را گسترش داد تا امارات متحده عربی و عمان را نیز شامل شود و ادغام کامل در سال ۲۰۱۴ تکمیل شد.
این سیستم نیاز هر کشور به حفظ ظرفیت ذخیره بزرگ را کاهش میدهد، هزینههای تولید برق را پایین میآورد و در مواقع اضطراری پشتیبان فراهم میکند. همچنین به کشورها اجازه میدهد تا برق مازاد را مبادله کنند و کارایی و قابلیت اطمینان را در سراسر منطقه بهبود بخشند.
اقتصادنیوز: تنها در هشت هفته، بخش عمدهای از اقتصاد جهانی به لرزه درآمده است.
همچنین یک مدل کاری از آنچه ادغام عمیقتر میتواند به دست آورد، ارائه میدهد. به گفته جیمز، این شبکه به این دلیل برجسته است که «ساخته شده و کار کرده و ۱۵ سال سابقه فعالیت، ۳ میلیارد دلار صرفهجویی اقتصادی، نزدیک به ۳۰۰۰ مورد پشتیبانی اضطراری دارد که از طریق انتقالهای فرامرزی انجام شده است». به گفته او سوال اصلی اکنون این است که آیا میتوان این سابقه را در بخشهای پیچیدهتر، مانند آب و حمل و نقل، تکرار کرد یا خیر.
سیستم اتصال آب
با وجود ثروت عظیم نفت و گاز، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله کم آبترین کشورهای جهان هستند و برای تأمین نیازهای آب شیرین خود به شدت به نمکزدایی با استفاده از هیدروکربنها متکی هستند. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با به رسمیت شناختن امنیت آب به عنوان یک اولویت استراتژیک، در سال ۲۰۱۲ طی یک جلسه مشورتی در ریاض، پروژه اتصال آب خلیج فارس را پیشنهاد دادند. ایده این است که شبکههای ملی آب به هم متصل شوند و به کشورها اجازه داده شود تا در مواقع کمبود یا شرایط اضطراری، منابع را به اشتراک بگذارند.
مطالعات مربوط به این پروژه تکمیل شده، اما اجرای آن هنوز در دست بررسی است. ملاحظات زیستمحیطی و چالشهای فنی همچنان از عوامل کلیدی هستند. در صورت تحقق، این شبکه یک شبکه ایمنی حیاتی فراهم میکند که دسترسی به آب در درازمدت را تضمین میکند و همکاری منطقهای را در یکی از مهمترین آسیبپذیریهای خلیج فارس تقویت میکند.
به گفته جیمز، هدف قرار دادن زیرساختهای آب در منطقه طی جنگ، یک آسیبپذیری ساختاری را آشکار کرد - سیستمهای ملی جداگانه چندین «نقاط شکست» ایجاد میکنند. او گفت که انعطافپذیری در این سیستمها به احتمال زیاد از طریق ایجاد یک سیستم متصل در منطقه حاصل خواهد شد.
ادغام خطوط لوله نفت و گاز
همکاری در حوزه انرژی مدتهاست که در هسته هماهنگی شورای همکاری خلیج فارس قرار دارد. توافقنامه اقتصادی یکپارچه و بهروزرسانی آن در سال ۲۰۰۱، هر دو بر همسویی در زنجیره ارزش نفت و گاز - از تولید تا قیمتگذاری و استراتژی صادرات - تأکید دارند. این پایه اکنون به حرکت جدیدی برای یک شبکه خط لوله منطقهای تبدیل شده که برای سادهسازی جریانهای انرژی، کاهش هزینهها و تقویت وزن جمعی این بلوک در بازارهای جهانی طراحی شده است.
فراتر از اقتصاد، چنین ادغامی با تنوعبخشی به مسیرهای حمل و نقل و بهبود هماهنگی بین تولیدکنندگان، امنیت انرژی را افزایش میدهد. با این حال، این تلاش همچنین نشاندهنده تغییر ظریفی در نحوه عملکرد شورای همکاری خلیج فارس است. همانطور که جیمز توضیح میدهد: «شما میتوانید همزمان در زیرساختها همکاری کنید و در استراتژی تولید از هم فاصله بگیرید»، که نشان میدهد ادغام فیزیکی عمیقتر - از طریق خطوط لوله مشترک و سیستمهای به هم پیوسته - ممکن است حتی با انعطافپذیرتر شدن همسویی سیاستهای ملی، پیشرفت کند.
سیستم هشدار اولیه مشترک موشک بالستیک
در جبهه امنیتی، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال تلاش برای ایجاد یک سیستم هشدار اولیه مشترک برای تهدیدات موشکهای بالستیک هستند. این سیستم به عنوان یک شبکه دفاعی منطقهای یکپارچه طراحی شده که از حسگرهای ماهوارهای و ردیابی راداری برای شناسایی پرتابها در زمان واقعی و دنبال کردن مسیر کامل آنها استفاده میکند و به مقامات نظامی و غیرنظامی اجازه میدهد تا واکنشها را هماهنگ کرده و آمادگی و حفاظت را بهبود بخشند.
این سیستم به سیستمهای ماهوارهای مجهز به حسگرهای حرارتی متکی است که میتوانند اثر حرارتی پرتاب موشک را در لحظه احتراق تشخیص دهند و قبل از رسیدن موشکها به ارتفاعات بالاتر، هشدار اولیه را ارائه دهند. سیستمهای مشابهی در حال حاضر در کشورهایی مانند ایالات متحده، روسیه، ژاپن و کره جنوبی در حال استفاده هستند.
در اینجا نیز، این تغییر به همان اندازه که فنی است، مفهومی نیز هست. زیرساختهای غیرنظامی - انرژی، آب و حمل و نقل - به طور فزایندهای به عنوان بخشی از چشمانداز امنیتی در نظر گرفته میشوند. جیمز گفت که منطقه به سمت رویکردی حرکت میکند که در آن »تابآوری غیرنظامی یک مشکل جمعی است که نیاز به یک راهحل جمعی دارد» که نشان دهنده تغییر آشکار در نحوه درک آسیبپذیریهای شورای همکاری خلیج فارس است.